قهرمان ميرزا عين السلطنه
4208
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مىنويسم مقدم و مؤخر يا دروغ و اغراق باشد بحثى بر من نيست . جنگ روس و عثمانى جنگ روس و عثمانى گويا در گرفته باشد . كارگذاران عثمانى اكراد ما را جمع كرده اغوا و تحريك مىكنند ، چنانچه صفحات سرحدى آذربايجان ما مغشوش شده مىخواهند به اين قوه از روس جلوگيرى كنند . چنانچه سابقا نوشتم اختيار عثمانى به دست آلمان افتاده . از روزى كه كشتيهاى « كروازر » آلمانى « كوبن » و « برسلو » از جنگ دروناتهاى فرانسه و انگليس فرارا داخل داردانل شده بيرق عثمانى را برپا كردند بيشتر بر خصومت طرفين افزوده شده . هرقدر هم انگليس و فرانسه تعويضات به عثمانى دادند و تعهدات كردند نتيجه نداد . بالاخره اميرال و صاحبمنصبان انگليس را هم كه معلمين بحريهء عثمانى بودند اخراج نمودند تا كار به اينجا كشيده كه مىگويند جنگ است . اسعد الحكماء و شتر خان همهچيز گران شده . دو روز است قند سه قران گران شده . اسعد الحكما واسطه فرستاده شتر خان را به من بفروشيد . جواب گفتم بگو خيلى رو دارى . هركس دو تا اطاق توى ده بسازد يك ده نمىشود به او داد . اين اسعد الحكما هرچند روز نزد يك نفر رفته سفرهء گدائى و شكايات خود را باز مىكند . اما تا من ملتفت مىشوم يا آنكس به من پيغام مىكند فورا آنجا مىروم و آنچه ريسيده پنبه مىكنم آن هم از روى اسناد و نوشتجات و حرف حساب . باز جاى ديگر مىرود باز من خبر شده آنجا مىروم . بالاخره بر همه معلوم شد كه آقاى اسعد الحكما فقط چهار تا اطاق در شتر خان دارند نه چيز ديگر . سالار حشمت شنبه 18 - عيد غدير . نزد حاكم رفتم ، از آنجا خانهء رئيس عدليه . كارگذار و سالار حشمت بودند . معلوم شد به آش رشته مهمان مىباشند . من و رفعت السلطان را هم نگاه داشتند . كارگذار خيلى بامزه است . عصر حكمآباد رفتيم خيلى خوش گذشت . سالار حشمت هم خيلى رند و قلاش است . ايران بيطرف از طهران كاغذ آمده بود نوشته بودند متصل سفير عثمانى در دربار است و اصرار مىكند به حمايت عثمانى با روس جنگ كنيد و آنها را از ايران خارج نمائيم . سفير روس